نزدیک‌ترین دوست فریدون از او می‌گوید

(آخرین گفتگو با مهدی دریسی مدیر کافه کازابای شیراز)

 

 

حامد امری

amri_hamed@yahoo.com

ویرایش : کوروش آریانا

Kurosh_aryana@yahoo.com

 

مهدی دریسی زاده‌ی21 آذر1320، دارای مدرک لیسانس مدیریت و هتل داری بود و سال‌ها (از 1344 تا 1351) در مدیریت کافه کازابای شیراز قرار داشت. کافه کازابا در سال 1344 در شهر شیراز تأسیس شد. شادروان مهدی دریسی در 30 خرداد 1387 در شیراز درگذشت. او از دوستان قدیمی و نزدیک فریدون فروغی بود که به وسیله‌ی حامد امری از دوستان و یاران همیشگی آدمک به این پایگاه معرفی شد و با پی‌گیری و پشتکار حامد عزیز، عکس‌ها و آگاهی‌های ارزشمندی از سوی آقای دریسی در اختیار ما قرار گرفت که آدمک صمیمانه از ایشان سپاسگذاری می‌کند.

 

******

 

 * آقای دریسی به چه علت در سال 1348 به دنبال خواننده‌ی جدیدی برای کازابا می‌گشتید؟

از سال44 تا48 گروه های بسیاری برای اجرای برنامه به کازبا امدند اما برنامه این گروه ها دیگر برای مردم کسالت  آور شده بود زیرا این گروه ها با سازهای بادی مثل فلوت  قره‌نی ساکسفون و ترومپت برنامه اجرا میکردند که خلاصه دیگر خسته کننده شده بود. این شد که بدنبال خواننده جدیدی با گروه ارکستر جدیدی برای کازبا می‌گشتم.

* از موزیسین‌های مشهور چه کسانی در شیراز با فروغی بودند؟

از جمله موزیسین‌ها و جازیست‌هایی که در گروه فریدون بود میتوان به فریبرز لاچینی اشاره کرد که تورج شعبانخانی هم در فیلم قریه من اسم لاچینی را می‌آورد. فریدون در سال49 مدتی به تهران رفت و ادمک و پروانه من را برای فیلم ادمک خواند و دوباره به شیراز برگشت و مشغول کار قبلی‌اش شد.

* آقای دریسی ماجرای ماجرای آمدن فریدون فروغی در سال 1348 به شیراز چه بود؟

در سال 1348 برای پیدا کردن یک خواننده جدید برای کازبا به تهران رفتم و در خیابان نادری در کافه نادری فریدون را برای اولین بار دیدم و به او پیشنهاد امدن به شیراز را دادم که فریدون هم قبول کرد.کافه نادری پاتق هنرمندان و خوانندگان بود. سال48 به خانه فریدون رفتم که از خانواده‌اش اجازه امدن فریدون به شیراز را بگیرم که ظهر بود و فقط مادرش خانه بود و وقتی جریان را گفتم گفت باید از پدرش اجازه بگیرم و صبر کردم تا پدرش امد...خلاصه با فریدون به شیراز آمدیم. فریدون از سال48 تا51 در کازبا فقط ترانه های خارجی می‌خواند و چه زیبا می خواند؛ به طوری که اگر  کسی او را نمی‌شناخت، فکر می‌کرد او یک خواننده خارجی است.در این 3 سال فریدون مدتی در کازبا و مدتی در هتل اناهیتا و گاهی تابستانها در شمال در متل قو و محمود اباد شرکت  نفت و کازینو2 پارس در بندر انزلی و ریکاردو در رشت  میخواند.  در این3 سال  که فریدون در شیراز بود مدتی شهرام شبپره نیز در کازبا میخواند.

* موضوع مصرف مواد مخدر به وسیله‌ی فریدون از کجا آغاز شد؟

در سال 48 که فریدون به شیراز آمد و مدتی در کازبا و هتل اناهیتا میخواند آن وقتهایی که در هتل اناهیتا بود آخر شبها بعد از اینکه برنامه‌اش در اناهیتا تمام می‌شد به همراه فانکار که صاحب هتل اناهیتا بود و تعدادی از ثروتمندان شیراز که برای دیدن برنامه اش به ان هتل امده بودند به خانه‌ای میرفتند و مشغول...که مصرف مواد از آنجا شروع شد...در بهمن ماه1382 در ایران مجله ای بنام موسیقی قرن21 به این ماجرا اشاره ای کرد در این مجله نوشته شده که فانکار که صاحب کازبا بوده وقتی فریدون میخواسته در سال51 به تهران برگردد برایش نقشه‌ای کشیده است. البته این جریانی که در این مجله چاپ شده اشتباه است چونکه فانکار مدیر هتل اناهیتا بوده نه صاحب کازبا...فانکار رییس بزرگترین باند رد و بدل مواد مخدر در شیراز بود.

* پس از رفتن فریدون به تهران شما مشغول چه کاری شدید و آیا فعالیت‌های هنری خود را ادامه دادید؟

سرانجام فریدون در سال51 به تهران رفت و با رفتنش کازبا تبدیل شد به یک چلو کبابی که با این اتفاق من به هتل همای{هتل کورش} شیراز رفتم و مسئول برگزاری کنسرت خوانندگان در آنجا بودم. همچنین مدتی در دانسینگ شهر روستا شیراز با همان پست قبلی و مدتی در متل قو در شمال مشغول بکار شدم. از سال 51 تا 55 خوانندگانی مثل گوگوش، هوشمند عقیلی، مهستی، هایده، شهرام شبپره، ابی، مارتیک، فرزین، جمال وفایی، داریوش، عماد رام و فریدون فروغی برای اجرای کنسرت به هتل هما آمدند. فریدون در سال 54 برای مدت 3شب  به دانسینگ شهر روستا شیراز آمد. خلاصه هر وقت فریدون به شیراز می‌آمد، حتماً میهمان من بود و هر وقت من با خانواده‌ام به تهران می‌رفتم به خانه فریدون می‌رفتیم.

*  آقای دریسی فریدون در سال1357 دوباره به شیراز آمد. از آن روزها و بازگشت فریدون بگویید؟

در سال 1357 که فریدون به شیراز آمد، در منزل من ترانه یا علی را بصورت تمرینی و فقط با یک  گیتار اجرا کرد که من در قسمتهای مدد کن یا علی با فریدون همخوانی می‌کردم که نوارش موجود است. فریدون با یک گیتار این ترانه را اجرا کرده که بسیار زیبا شده این ترانه با یک ضبط صوت معمولی ضبط شده اما صدای فریدون اینقدر قوی و رسا هست که انگار دارد  در استودیو می‌خواند. پس از انقلاب فریدون چند بار دیگر به منزل من آمد.

* درباره‌ی دستگیری شما و برادرتان عباس دریسی بیشتر بگویید؟

  و در اوایل انقلاب من و برادرم عباس دریسی که در آن زمان در شیراز بسیار معروف بود را گرفتند. ناگفته نماند که عباس نقاش ماهری است و حتی چندی پیش در تلویزیون اندیشه در ماهواره گالری نقاشی وی در امریکا را نشان داد و با او مصاحبه کرد. پس از دستگیری من و عباس در اوایل انقلاب به ما گفتند شما دختر های مردم را می‌برید لخت می‌کنید و از آنها نقاشی میکشید خلاصه پس از اینکه ثابت شد چنین چیزی دروغ است من و عباس با خانواده از ایران خارج شدیم و به اروپا و امریکا رفتیم.

* درباره‌ی دستگیری  فریدون در 19 فرور دین1379 بگویید.

 در این چند سال آخری که فریدون در کیش برنامه داشت 2نفر جواهر فروش که نامشان در کتاب خفته در تنگنا امده به فریدون پیشنهاد آمدن به کیش را دادند و مجوز  این کار را از وزارت ارشاد گرفتند تا اینکه در فروردین 79 قرار بود در مدتی معین و از قبل مشخص شده در هتلی در کیش بخواند. بعد از این که آن مدت قانونی  تمام شد  و قراردادش با ان جواهر فروشان به پایان رسید.  حالا مدیران هتلی که فریدون در فروردین79 در انجا برنامه داشته به او پیشنهاد خواندن درآن هتل را می‌دهند و این در  حالی بوده که آن مدیر هیچ مجوزی برای خواندن فریدون نداشته...حال چرا فریدون قبول می‌کند که بخواند معلوم نیست یا شاید فکر کرده آن شخص مجوز دارد یا اینکه اگر چند روزی در آن جا اضافه تر برنامه اجرا کند اتفاقی نمی‌افتد. و خلاصه چند روزی اضافه‌تر کنسرت می‌گذارد و هنگام بازگشت در فرودگاه تهران دستگیر و مدتی به جایی نامعلوم برده می‌شود. یکی از دلایل دستگیری فریدون شاید آن حرفهایی باشد که در کنسرتش درباره آدم‌های شیاد زده است.

* در مهر 1380 فریدون قصد داشت به شیراز بیاید. لطفآ از علت مسافرت به شیراز برای ما بگویید.

در این چند سال اخری من و فریدون تلفنی با هم در ارتباط بودیم. فریدون را به شیراز دعوت کردم و فریدون هم مرا به کیش دعوت ‌کرد که من بخاطر مشکلات نتوانستم به کیش بروم. تا اینکه در مهر80 فریدون گفت به شیراز می‌آیم و حتی وقتی به فرودگاه رفت و از فرودگاه به من زنگ زد و گفت {در اینجا مردم من را شناخته اند و دارن ازم  عکس و امضا میگیرن که خیلی اعصابم به هم ریخته و امیدوارم هواپیما جا داشته باشد و هر چه زودتر به شیراز بیایم که نشد.  در سال1382 در مجله موسیقی قرن21 این ماجرا با عنوان «هواپیما جا نداشت اما او عاقبت پرواز کرد»، منتشر شد

* با سپاس از شما آقای دریسی که وقتتان را در اختیار من قرار دادید.

 
 
 

 

::نخستين پايگاه ويژه فريدون فروغي::

:: هرگونه بهره‏برداري از تصاوير و گفتارها با ياد از اين پايگاه و نويسندگان آن امکان‏پذير می‏باشد::